بلاگ

نسل نهم با یک عنوان جدید شروع شد

اصولاً وقتی صحبت از نسل نهم و بازی های آن می شود ، یک بازی بسیار با کیفیت و از لحاظ بصری چشمگیر به ذهن خطور می کند. ما انتظار داریم این بازی برای کنسول های نسل نهم و PS5 ، Xbox SS و Xbox SX با گرافیک قابل تأمل در دسترس همه باشد که همه را بخنداند. اما فراموش نکنیم که فراتر از این انتظار منطقی ، بازی های مستقل ، خلاق و کم هزینه ای نیز وجود دارند که می توانند گاه نامزد بازی های سال شوند ، مانند هادس ، مردگان متحرک و گریس و گاهی جوایز متعددی را از آن خود کنند. معنای هنر فراتر از گرافیک است دوستان. حالا چه نسل اول باشد چه نسل دهم. خلاقیت و هنر همیشه در بازی ها زنده است ، به ظاهر ساده اما شاهکار.

Pathless در کنار کنسول های نسل نهم منتشر شد. عنوانی که بسیار آرام منتشر شد و توانست نظر تعداد زیادی از منتقدان و طرفداران را به خود جلب کند. بازی از محیط زیبا و لذت بخشی برخوردار بود و سعی داشت با یک گیم پلی جذاب و البته متفاوت توجه ها را به خود جلب کند که البته موفق هم شد. اما موضوع The Pathless چیست و آیا ارزش بازی در کنسول ها و رایانه های شخصی Gen 9 و 8 را دارد یا نه؟ برای بررسی بازی عالی The Pathless با ما همراه باشید.

خلاصه داستان داستانی است که باید آن را در محیط تجربه کنید و تا زمانی که در فضای شگفت انگیز بازی قرار نگیرید چیزهای زیادی را درک نخواهید کرد. داستان بازی ممکن است نبردی بسیار کلیشه ای بین خوب و شیر به نظر برسد ، اما به دلیل سناریوهایی که پیدا می کنید و البته اتفاقات ریز و درشتی که در طول گیم پلی اتفاق می افتد (مانند Shadow Of Clossus یا The Journey) ، می توانید خط داستان خود را تکمیل کنید. بیشتر و بیشتر در مورد تاریخچه بازی بیاموزید و بی حوصله تر می شوید. داستان بازی از این قرار است که یک نیروی شیطانی به نام Godslayer جزیره شما را اشغال کرده و قصد دارد آن را اداره کند. زمین توسط عقاب محافظت می شد و خدایان آن چهار خدای به نام های Sernos ، Sauro ، Numo و Nimeo بودند که مردم زمین کاملاً به آنها اعتقاد داشتند. Godslayer نگهبانان منطقه را می کشد و بر 4 الهه تسلط پیدا می کند و سرزمین شما در تاریکی مطلق فرو می رود و اکنون این وظیفه شماست که با برگرداندن این 4 الهه به شکل اصلی خود و شکست دادن Godslayer نور را به جزیره برگردانید.

داستان بازی یکی از داستان هایی است که باید خودتان در محیط تجربه کنید ، مگر اینکه در فضای زیبای بازی باشید ، چیز زیادی نمی دانید. به نظر می رسد داستان بازی یک کلیشه بین خوب و بد است ، اما از آنجا که فیلمنامه را کشف کرده اید ، هر آنچه در طول بازی اتفاق می افتد (مانند “Shadow of Klosso” یا “Journey”) می تواند اصلی شما را تکمیل کند طرح داستان. هرچه بیشتر با داستان بازی آشنا شوید ، مشتاقانه بیشتر به آن علاقه مند خواهید شد

خوب ، این داستان اصلی بازی است و سرانجام ، اگر بدون در نظر گرفتن محیط بازی را انجام دهید ، فقط چند خط می تواند شما را جذب کند. اما اگر بگوییم که این کل داستان بازی است ؛ مثل این است که بگوییم داستان بازی “Dark Souls” این است که شما در یک منطقه تاریک قرار می گیرید و برای تکمیل بازی باید سر آن را بکشید! خوب ، البته ، داستان سریال “Dark Souls” بسیار پیچیده تر است. من نمی گویم که داستان “The Pathless” این همه راز دارد ، اما توصیه من به شما این است که در محیط جستجو کنید تا تصاویر فرعی زیبایی پیدا کنید ، و خالق واقعاً خوب است. آنها برای گفتن داستان از پتانسیل یک محیط عالی بازی استفاده می کنند.

اما گیم پلی بازی برجسته ترین بازی است. بازی هایی که بندرت پیدا می کنید. در ابتدای بازی می توانید کار و سفر را در کنار دریا و بدون هیچ گونه دستورالعمل و برنامه ای شروع کنید. با پیشرفت در بازی و گذراندن برنامه تمرینی ، فکر خواهید کرد که کلیشه ها باید به تدریج در وسط ظاهر شوند و گیم پلی بازی از این نقطه به نقطه انجام کاری منتقل می شود ، اما یک سری توهمات شروع می شود. هیچ کاری مجبور نیست که انجام دهد تا شروع بازی یا جایی که باید بروید ، حتی قبل از پایان بازی. دنیای بازی کاملاً یک بازی است ، شما نقشه ای ندارید ، برای سفر در آن باید از محیط استفاده کنید. راهنمای دیگر شما ماسکی است که با فشار دادن دکمه مثلث فعال می شود و تعداد محدودی از مکان ها و مکان های متحرک را نشان می دهد که در آن می توانید معماها را حل کنید یا باس های مبارز را شکست دهید.

خوب ، این داستان اصلی بازی است و سرانجام ، اگر بدون در نظر گرفتن محیط بازی را انجام دهید ، فقط چند خط می تواند شما را جذب کند. اما اگر بگوییم که این کل داستان بازی است ؛ مثل این است که بگوییم داستان بازی “Dark Souls” این است که شما در یک منطقه تاریک قرار می گیرید و برای تکمیل بازی باید سر آن را بکشید! خوب ، البته ، داستان سریال “Dark Souls” بسیار پیچیده تر است. من نمی گویم که داستان “The Pathless” این همه راز دارد ، اما توصیه من به شما این است که در محیط جستجو کنید تا تصاویر فرعی زیبایی پیدا کنید ، و خالق واقعاً خوب است. آنها برای گفتن داستان از پتانسیل یک محیط عالی بازی استفاده می کنند.

دنیای بازی نسبتاً بزرگ است و می توان آن را آزادانه چرخاند. به طور کلی ، سه هدف برای انتخاب شما در محیط وجود دارد: 1- حل معماهای مختلف و بدست آوردن کلیدهای لازم برای ایجاد نور و از بین بردن تاریکی از یک منطقه کوچک 2- رئیس را پس از برآورده سازی پیش شرط ها و برآورده سازی شرایط خاص آن شکست دهید مبارزه 3-هنگام کاوش و انجام ماموریت ها در مناطق شیطانی سقوط نکنید. این موارد تعداد زیادی از نقشه های بازی را پر می کند و پازل ها و دکمه ها بیشترین میزان بازی را تشکیل می دهند. علاوه بر این ، من در مورد سایر مطالب در زیر صحبت خواهم کرد. نتیجه گیری صحبت من این است که از محیط بازی در بیشترین حد استفاده شده است و ما مکان های نامعقولی را روی نقشه بازی نخواهیم دید و فقط به این دلیل که دادخواست خالی نیست. اما هر قسمت از گیم پلی بازی چگونه کار می کند و تا چه اندازه ما را راضی می کند؟

پازل های موجود در بازی به قسمت های مختلفی تقسیم می شوند.هر پازل یک هدف دارد که رسیدن به کلید است. با فعال کردن پنل ها و دکمه هایی که در محیط پراکنده هستند و به روش های مختلف فعال می شوند ، کلیدها را فعال کنید. شما باید روی بعضی از آنها بایستید و به علامت مخصوص بالای دروازه شلیک کنید. برخی از شما باید همزمان چندین دکمه را فعال کرده و از پرنده کمک بگیرید ، بعضی از آنها به وسط آینه می روند و فعال شدن دکمه ها و آزاد شدن کلیدها در پایان بازی دشوارتر می شود. روند تقویت معماها ممکن است کمی کند باشد اما بسیار هنری است ، اگر کمی حوصله ندارید به دلیل سختی تعادل معماها می توانید آن را تا پایان بازی تحمل کنید. اما به من اعتماد کنید ، بسیاری از اوقات شما هیچ مشکلی حل نمی کنید و با کسی دعوا نمی کنید و فقط می خواهید در محیط بازی بچرخید و سرگرم شوید. نقدی ، این بازی عالی است!

دنیای بازی نسبتاً بزرگ است و آزادانه می چرخد. به طور کلی ، سه هدف برای شما در محیط وجود دارد: 1- حل پازل های مختلف و بدست آوردن کلیدهای لازم برای ایجاد نور و از بین بردن تاریکی از یک منطقه کوچک 2- پس از تحقق پیش شرط ها و تحقق شرایط آن ، رئیس را در جنگ شکست دهید ویژه 3- هنگام کاوش و انجام ماموریت ها در مناطق شیطانی گیر نکنید. این موارد تعداد زیادی از نقشه های بازی را پر می کند و معماها و کلیدها بیشترین حجم را تشکیل می دهند. به غیر از این موارد دیگری نیز وجود دارد که بعداً خواهم گفت و نتیجه گیری صحبت من این است که از محیط بازی در حد توان خود استفاده شده است و ما جایی را بر روی نقشه بازی نمی بینیم که منطقی نباشد و یا صرفاً برای چه درخواست خالی نیست

مبارزه با کارفرمایان در بازی قطعاً خوب است. این تفاوت حجمی بین قهرمان اصلی و ابرقهرمان را می توان با برخی از غول های بعدی Castlevania و Dark Souls مقایسه کرد ، اگر با SOC قابل مقایسه نباشد. شما برای حرکت در محیط و جنگیدن به تیر و کمان مجهز هستید و رئیسان قدرت بسیار بیشتری از شما دارند. اما شما باید با چابکی و عجله از ضربات آنها بگریزید و در صورت لزوم با تیر و کمان ، سکوها و پرش های مناسب و البته استفاده خوب از محیط و پوشش آنها را شکست دهید. همه باس های بازی 3 یا 4 فاز دارند و شما معمولاً نبردهای طولانی با آنها دارید. مطمئن شوید که در The Pathless نبردهای خوبی با الهه های تسخیر شده دارید.

مکانیسم اصلی بازی Dash است. شما باید از طریق محیط اجرا کنید و با علامت گذاری سیگنال ها نوار سرعت خود را کامل کنید و سریع بروید. در واقع ، تمام سرگرمی های کاوش در محیط و سفر بین مناطق به همان سرعتی که شخصیت ها دارند و سیستم سرگرم کننده عکسبرداری و ضبط سریع است. همچنین می توانید از پرنده خود برای پرواز در مسافت های طولانی و بهبود توانایی های پرنده استفاده کنید تا با آن بالا برود و زمان زیادی را در آسمان بگذرانید. در واقع ، شتاب دادن و پرواز وسیله شما برای حرکت در محیط است که آن را بسیار جذاب و دلپذیر می کند. بهترین چیز این است که شما می توانید این ویژگی ها را ترکیب کنید و برای حل آنها باید چند پازل را با هم ترکیب کنید و از یک منطقه به منطقه دیگر بپرید. به عنوان مثال ، هنگام دویدن و شلیک ، پریدن و پرنده خود را در حالی که در آسمان است احضار کنید و با آن صعود کنید ، و در حالی که خود را محکم نگه داشته اید ، به سیگنال ها شلیک کنید و Dash را بگیرید و به سرعت به سکو مقابل بروید. یا جدا از همه اینها ، با ترکیب این مکانیزم ها سرگرم شوید و با ترکیب آنها با لذت ، گیم پلی جذابی را برای خود در محیط بازی ایجاد کنید.

اما بگذارید یک ترمز دستی را نیز ذکر کنم. تاکنون حتماً فهمیده اید که سرعت بازی چقدر است و همه آنچه تاکنون گفتیم بیانگر سرعت بازی است. اما سرعت بازی کند است و این مناطق طوفان قرمز است. این مناطق مناطقی است که باید از ورود آنها اجتناب کنید ، یا حداقل تا زمانی که آزاد نشوند از ورود آنها جلوگیری کنید. اگر قبل از عادی شدن این مناطق وارد شوید ، دشمن قدرتمندی برای شما ظاهر می شود که چاره ای جز زنده ماندن و پنهان شدن از او ندارید. سرعت بازی در این مناطق بسیار کم است و بیشترین مراقبت ممکن را داشته باشید تا وارد این مناطق آزار دهنده نشوید. اگر نتوانید پنهان شوید و دیده شوید ، شما را لگد می کنند ، اما تمام پیشرفت شما (کلیدهای طلایی و قرص هایی که برای به روزرسانی پرنده جمع آوری شده اند) از دست می رود و مجبورید آنها را از ابتدا جمع کنید. بنابراین مطمئن شوید که وارد این مناطق طوفانی نمی شوید!

قطعاً مبارزه با روسای بازی خوب است. اگر این اختلاف حجمی بین قهرمان و ابرقهرمان قابل مقایسه با SOC نباشد ، برخی از غول ها را می توان با Castlevania و Dark Souls مقایسه کرد. شما برای حرکت در محیط و جنگیدن به تیر و کمان مجهز هستید و رئیسان قدرت بسیار بیشتری از شما دارند. اما شما باید از ضربات آنها به صورت چابک و بی ادبانه طفره بروید و با تیر و کمان ، روی سکو و پرش های مناسب و البته از محیط و پوشش ها در صورت لزوم استفاده کنید.

با این حال ، گیم پلی خوب بازی روان نیست. این بازی شما را کمی در محیط بزرگ می کند و گاهی اوقات دستورالعمل های ماسک کار نمی کنند و شما در محیط بازی واقعا گیج می شوید. گرچه این اتفاق خیلی اوقات نمی افتد ، اما این ممکن است کمی حواس شما را پرت کند ، مخصوصاً در اوایل بازی ، زیرا ذخیره خودکار در بازی نیست و ریش و قیچی کاملاً در دست شما است. کار با پرنده شما گاهی ممکن است مشکل ساز باشد. در بعضی از پازل ها ، شما باید به پرنده خود دستور دهید که یک شی را بردارد و آن را روی یک دکمه مخصوص قرار دهید. همه چیز خوب است تا زمانی که جسم برداشته شود ، اما مشکل پس از اتمام بارگیری شروع می شود. مشکل این است که شما نمی توانید پرنده را به تنهایی کنترل کنید و شما و پرنده با هم حرکت می کنند. بنابراین ، ممکن است از ارتفاع سقوط کنید یا در مکانهایی که فضای کمی برای حرکت دارند و پرنده باید درست بالای دکمه فرود بیاید ، ناراحت شوید. بهتر است اگر بتوانیم پرنده را به تنهایی و جدا از تفاله شخصیت کنترل کنیم.

گرافیک هری به سادگی یک شاهکار است و شما فقط باید به رنگ ها و عکس های بازی توجه کنید. محیط بازی مانند بوم زیبایی به نظر می رسد ، در بعضی جاها واقعاً با رنگ های آبرنگ طراحی شده و قابل تحسین است. طراحی هنری درختان ، آسمان و آب هنر را به چشم شما می آورد و می تواند یک کلاس برای سازندگان بازی باشد. از نظر فنی مشکلی برای بازی وجود ندارد. کیفیت بافت ها علی رغم طراحی ساده از نظر بصری زیبا هستند و به راحتی می توانند طرفداران این سبک از بازی ها را راضی کنند. کیفیت جلوه هایی مانند باران و انفجار نیز خوب است و در هوای بارانی واقعاً می خواهید بیشتر کشف کنید. خوشبختانه من در طول تجربه بازی افت جزئی فریم را تجربه نکردم و تجربه 60 فریم بسیار لذت بخشی را داشتم.

موسیقی الحق و الانصاف بی نظیر است. چه در منوی بازی باشد و چه در بازی ، شما شاهکار موسیقی را لمس کرده و دوست خواهید داشت. در حالی که داستان بازی تاریکی و نبرد بین خوب و بد را به تصویر می کشد ، موسیقی متن دلپذیر به شما احساس خوبی از تجربه بازی می دهد و امیدواری به موسیقی متن وجود دارد که شما را به جلو سوق می دهد. هر وقت شکست می خورید و سعی می کنید دوباره سفر کنید ، وقتی در خون و گل غرق می شوید ، موسیقی بازی در بهترین لحظه دوباره شروع به پخش می کند ، گویی به شما می گوید ، خوب ، شما از دست دادید ، از دست دادید! ناامید نشوید و دوباره رئیس را بزنید و این بار او را بکشید. موسیقی این بازی واقعاً آرامش بخش و زیباست. صدا کمی شبیه موسیقی نیست و شما می توانید محیط را به خوبی بشنوید تا حضور آن را در آنجا احساس کنید. من فکر می کنم بعد از گیم پلی ، موسیقی و صدا برجسته ترین قسمت بازی The Pathless است.

گرافیک هری در یک کلمه یک شاهکار است و فقط به رنگ های بازی و عکس توجه کنید. محیط بازی مانند بوم زیبایی است که به نظر می رسد در مکان هایی واقعاً با آبرنگ نقاشی شده و تحسین برانگیز است. طراحی هنری درختان ، آسمان و آب هنر را به چشم شما می آورد و می تواند یک کلاس برای سازندگان بازی باشد. از نظر فنی مشکلی در بازی وجود ندارد. کیفیت بافت ها علی رغم طراحی ساده ، از نظر بصری زیبا بوده و به راحتی می تواند طرفداران بازی های مشابه را راضی کند.

بازی Pathless یکی از زیباترین بازی های خلاقانه و متنوعی خواهد بود که هنگام بازی تجربه خواهید کرد. فرقی نمی کند این بازی را هشتم یا نهم حساب کنید. چنین بازی هایی در این بحث ها شرکت نمی کنند و تنها وظیفه آنها آوردن هنر و خلاقیت در بازی ویدیویی است و به هیچ وجه تجربه این بازی زیبا و لذت بخش را از دست ندهید. مطمئن باشید این بازی ارزش هر ریالی که برای آن هزینه می کنید را دارد.

بدون دیدگاه

0

دیدگاه تان را ثبت کنید